در بخشی از پیشگفتار این کتاب میخوانیم:
«خودمان هم هنوز دقیق نمیدانیم جهاد چگونه شکل گرفت، چگونه استمرار پیدا کرد و چگونه منحل شد، جهاد چه بود و چرا ما دیگر نمیتوانیم نهادی کارآمد، مردمی و فراگیر نظیر آن را در کشور ایجاد کنیم. در عین حال متأسفانه تاکنون برای دانشگاه و حوزه مطالعه این نهاد یا دیگر نهادهای برآمده از انقلاب اسلامی، مهم نشده است. این کتاب با اتکا به روش تجربهنگار و رجوع به خود جهادگران، مانند دیگر تلاشهای معدودی که در باب مطالعه جهادسازندگی انجام شده، به دنبال آن است که این نهاد ا برای این منظور مجموعه مصاحبههایی با آقای مهندس حسینعلی عظیمی انجام شد. بررسی دیدگاهها و اظهاراتشان در باب مدیریت جهادی نشان میداد که ایشان آرا و افکار بدیعی درباره فرایندها و ساختارهای حاکم بر نهاد جهادسازندگی دارند و سالها در باره چیستی ابعاد ساختاری سازمانی و نهادی جهاد تأمل کردهاند.
یادآوری میشود حاج حسینعلی عظیمی، از پیشکسوتان جهاد سازندگی، که در سال ۶۳ وارد قرارگاه کربلا شد و کمیته آب را در آن قرارگاه تشکیل داد. وی بهعنوان فرمانده طراحی عملیات آبی و خاکی در «پ. م. ج. ج» عمل میکرد و تا معاونت فرماندهی قرارگاه مهندسی کربلا پیش رفت، او از جمله جهادگرانی است که از نزدیک در جریان سازماندهی و طراحی و ساخت بسیاری از دستاوردهای چشمگیر مهندسی جنگ، مانند پل بعثت، قرار داشته و تجربیات زیادی را در سینه ثبت کرده است.
حسینعلی عظیمی پس از جنگ، برای بازسازی منطقه زلزله زده منجیل و رودبار، عازم این منطقه شد تا الگوی مدیریت جهادی را بعد از جنگ، در خدمت سازندگی بکار گیرد، وی از اولین کسانی بود که در سال ۱۳۵۹ برای رسیدگی به وضعیت محرومین با دو روز پیادهروی وارد منطقه بشاگرد شد.
این جهادگر پس از انحلال آخرین بقایای جهاد سازندگی، با نخستین گروههای جهادی به روستاها میرفت با این هدف که الگوی توسعه منطقهای را آنطور که در جهاد سازندگی نضج گرفت، ادامه داده و به تکامل برساند، مهندس عظیمی، همچنان دغدغه تبیین و تدوین الگوی مدیریت جهادی دارد و سالها در این مسیر تلاش کردهاست.»/حیات طیبه